این جایش اینجا نیست. جنس، رنگ و فرمش به اینجا نمیخورد. ناهمگون است. مثلاً دو تخم مرغ خیلی بزرگ به قد و قوارهی یک آدم بزرگ خیلی چاق با طرح گل و بته و رنگ فیروزهای روی چمن سکوی جدول بندی شدهی بتنی سه راهی خیابان ایکس به ایگرگ که پلیس راهنمایی رویش میایستد و دو یا سه تابلوی علائم رانندگی هم آنجا نصب شده است. این دو تخم مرغ برای این مکان خیلی نامناسباند.
چیزی که تهران را برای من دوست داشتنی کرده بود، معماری ساختمانهای آن بود. نماهای دارای آجر بهمنی قرمز که تناسب با طبیعت این شهر بزرگ داشتند نه برجهای نخراشیدهی ناهمگون با جای جای این پایتخت. نه سیمای آشفتهی مغازهها و خانهها و چیدمان در هم و برهم.
با مدد الهی و لطف ارباب در مرحله اول آزمون دکتری 1396 مجاز به انتخاب رشته دانشگاههای سراسری، بورس خارج از کشور، پیام نور و ... و آزاد اسلامی شدم. اولین نفری که این خبر را متوجه شده خودم هستم و این وبلاگ.
*پی نوشت بعد از چند ماه که الآن بیست و چهارم مرداد هست:
یکی دو ماه پیش، مرحله انتخاب رشته رو هم رد کردم و برای مصاحبه به شش دانشگاه دعوت شدم و نرفتم:)
بالاخره دلم رو به دریا زدم و هاست و دامین خریدم و سایتم رو هوا کردم. بعد هم وردپرس روی هاست نصب کردم و سایت فعال شد. خیلی ذوق کردم. حالا باید محتوا بارگذاری کنم. میخواهم از هنر مفهومی و مینیمالیست و اینستالیشن آرت مطلب و عکس بگذارم.